چشمه نامه

بسم الله

************

سلام

****************

اون هایی که منو میشناسن میدونن از مشتری های پر وپا قرص مجله همشهری جوانم. یکی از صفحاتی هم که اول همه میخونم یادداشت های تحریریه است که تو صفحات اول میزنن. این هفته و تو این شماره یه یادداشت بود از خانم مرشد زاده که اونو عینا (حتی علایم نوشتاری رو هم سعی میکنم عین همونجا باشه )اینجا مینویسم. خیلی برام عجیب بود این یادداشت:

خدایا بهشت مرا که آماده میکنی (امروز خودم را دچار نهایت مثبت اندیشی کرده ام ) در فهرست امکانات لازم ،بنویس : چشمه.

طعم و اسانس لازم نیست.اصولا با مواد افزودنی میانه ندارم؛همین زلال باشد، بس است. درخت و نهر و تخت را بگذار برای مردمانی که دلشان در دنیا ، درخت و نهر وتخت میخواست؛ من فقط چشمه میخواهم ؛ ناگهانی با قلقل آرام وحباب های شفاف.

بیشترین رنجی که در این دنیا کشیده ام از ملال بوده ، از روزمرگی ، از خشکی زمین ؛ به جبران این رنج ؛لطفا مرا با چشمه های ناگهان ، غافلگیر کن.کاری نکردم البته ولی اگر اصرار داری ملال اینکه نمیشد کاری کرد را جبران کنی ، به لحظه جوشش مرا مهمان کن.

جوی ها برای آنها که دایمی بودند ، سایه های همیشگی برای آنها که همیشه خوب بودند ؛ من در این یکی دنیایت هم لحظه ای بودم ، پس یک ثانیه سرزده بیشتر نمی ارزم.

یک ثانیه سرزده زلال بگو بنویسند بهشت من باشد.”

منبع: مجله همشهری جوان ،سال پنجم ، شماره 202 ،26 بهمن 87 ، صفحه 8

****************************

فکر کنم باید با صدای بلند بگویم : ممنون خانم مرشد زاده از این نوشته ات

*********************************

کامنت گذاشتن برای این یادداشت ممکن است اما دلیلی برای تایید نمیشود.

*************************************

یادداشت بعدی ام احتمالا زود نوشته خواهد شد.

*****************************************

خدا نگهدار

/ 1 نظر / 11 بازدید
حسین فرقانی

سلام به امیر حسین گفته بودی میخواهی درباره جهادی بنویسی چی شد پس؟