ميلاد مولا امام رضا

سلام

در هفته ای که داره شروع میشه میلاد امام رضا رو پیش رو داریم و من چون احتمال داره تا آخر هفته دیگه چیزی ننویسم الا مینویسم این نوشته رو:

چند روز میلاد سلطان عشق است. به همه تبریک میگم.

به مولایم:

آقا! من کوچکتر از اونم که چیزی بگم. ولی آقا دلم تنگ شده برا حرمت.

دلم تنگ شده که یه کف دست از سقا خونه به نیت شفا آب بخورم.....

دلم تنگ شده برا اینکه صورتم رو زمین آستانت بذارم....

دلم تنگ شده که برم پشت پنجره فولاد...

آقا! دلم تنگ شده برا اینکه بیام و انجا با شما حرف بزنم،

آقا! همیشه به اون آهو که شما ضامنش بودی حسودیم میشه. 

آقا! دلم تنگه برا گنبدت

آقا!                     میلادت مبارک!!!!!!!

*********************************

پی نوشت:

۱.این یادداشت حرف دلم بود به مولایم، عشقم ، همه چیزم، وجودم. ترسی هم بابت این حرفهایم ندارم.

اگر هم کسی گفت که این حرفها بچه گانه است، باشد.بگوید! من همین جور با مولایم حرف میزنم.شاید هم کمی خودمانی تر.حکایت آن شبان و موسی را که همه بلد هستند دیگه؟ من همون شبانم اصلاً!!!!

۲. زمان میگذره. خوب یا بد. یک سال پیش بود که ...

به هر حال یک سال گذشت!

***********************************

موفق باشید. خدانگهدار99.gif

/ 16 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد

سلام مبارک باشه ما رو هم دعا کن سید! ان شاالله عروسیت

Sari galin

Ze shekanje zolfe to har shekan gerehi fotade be kare man ze gereh goshayi zolfe khod to ze kare man gerehi gosha. Salam, harfat aslan bachegane nist. Hamamon in ehsas'hay pak ro darim. See you so long

منو برق گرفته!!!

سلام به جون مقداد چندين بار اومدم و اين ۲ تا پست اخيرت رو هم خوندم ولی هرچی زور زدم کامنت بزارم نشد که نشد، به جون خودم راست می‌گم. بابا ما تو اين وبلاگ دستمونو می‌کونيم تو دماغمون می‌گن عاشق شدی! عجبا!!! ميلاد مبارک عزيز ياعلی

مرواريد

هر چه از دل بر آيد لاجرم بر دل نشيند همه گره ميزنن كه گره ها شون واشه دلمو گره زدم پنجره فولادتو رفتم نكنه يه وقت بري اون گره رو تو واكني چرا حالا؟ چون دلم هوايي شده