...دیوار کوتاه...

ازهردري سخني...

 
يادش به خير...
نویسنده : حامد - ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٦/٦/٢٧
 

سلام

یادش به خیر سه شنبه ۶ شهریور ماه

اول صبح سوار هواپیما شدیم ورفتیم با کلی ذوق و وشوق ...

آخر شب توی مدینه بودیم . انگار همین دیروز بود. چه زود گذشت و من وقتی این گذر سریع زمان رو فهمیدم که دیگه دیر شده بود.

از همون اول کار و از همون شب اول وهابی ها مهمان نوازی رو آغاز کردن و تو همون زیارت اول که دسته جمعی برگزار شد با ما بر خورد کردن و مدیر کاروانمون رو گرفتن والبته فقط اونو جلوتر از ما بردن و از ما جداش کردن.

یادش به خیر وقتی وارد حرم نبوی شدیم مدیرمون گفت که همه با سر پایین بیان و بالا رو نگاه نکنن. بعد از چند دقیقه رفتن خودش گفت که برگردید وبه سمت چپتون نگاه کنین.

نمیشه گفت که اون موقعی چه حسی داشتم. چون اصلا کلمه ی حس تمام معنا رو منتقل نمیکنه.باید تو شرایطش قرار بگیرین تا متوجه بشین که من چی میگم.

بهمون گفتن که وقتی گنبد سبز پیامبر رو میبینین حاجت هاتون رو تو ذهن بیارین و بگین من وقتی که گنبد سبز رو دیدم یادم اومد که مادرم بهم سفارش کرده بود که با دیدن گنبد سبز پیامبر ازش یاد کنم منم یاد کردم تا شاید حاجت های خودم برآورده بشه.

قلم وزبان نمیتونه خاص بودن اون لحظه رو بیان کنه. فقط باید تو اون شرایط قرار بگیری تا بفهمی که چی میگم.

بعضی از دوستان سراغ عکس ها رو گرفته بودن که یکی از اونا رو اینجا میذارم ودوتا هم لینک میدم.اگه خوشتون اومد و باز هم خواستین بگین تا باز هم عکس بذارم

کعبه

لینک۱:مدینه  ولینک۲: مکه

****************************

من کم کم میخوام درس خوندن برای کنکور ارشد رو شروع کنم ومیدونم که دیر هم شده. با این حساب شاید خیلی کمتر بیام نت و اگه دوستان دیدن که دیگه سر نمیزنم نارحت نشن و منو ببخشن. ولی شما بیاین!!!!!

***************************

تو این ماه مبارک من رو هم دعا کنین مخصوصا مواقع افطار.

موفق باشین. خداحافظ


 
comment نظرات ()