...دیوار کوتاه...

ازهردري سخني...

 
چند تا حرف
نویسنده : حامد - ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٥/٦/٢٦
 

سلام

امروز چندتا حرف میگم :

۱.چند وفت قبل تو این وبلاگ یه دونه حدیث بالای صفحه بود(الان نیست) که من خیلی خوشم اومد و تصمیم گرفتم که اونو اینجا هم بنویسم ولی یادم میرفت تا امروز که دیگه تصمیم گرفتم بنویسم:

قساوت القلوب من کثرةالذ نوب و کثرة الذنوب من نسیان الموت ونسیان الموت من کثرة الآمال وکثرة الآمال من حب الد نیا وحب الد نیا رأس کل خطیئة 

فکر نکنم دیگه احتیاجی به معنی داشته باشه ولی حدیث بسیار جالبیه

۲. یه متن زیبا در باره امام زمان هم به دستم رسید که تصمیم گرفتم اون رو هم تو وبلاگ نقل کنم(با اجازه صاحب متن):

پیچک انتظار از دیوار دلم بالا میرود،

        سقف خانه دلمان از بی پرستویی ترک برداشت،

                  ای جمکرانت نگین سبز انگشتر انتظارمان .....  بیـــــــــــــا

۳.در باره قسمت نظرات یادداشت قبلی هم بگم که بابا چرا دعوا میکنین؟ من گفتم اگه اسم بنویسین خوشحال میشم حالا اگه نمیخواین ننویسین.ولی نظر رو بدین!!!

در ضمن مگه هر کی اسمش مهدی شد دوست منه؟ حالا درسته من یه دوست به این نام دارم ولی همه که دیگه این جوری نیستن!!!!

ضمناً آقا (یاخانم)بدون نام شما از کجا میدونی من یه دوست به نام مهدی دارم؟!!!

اصلاً بیخیال هر جور دوست دارین نظر بدین

تعطیلات هم داره تموم میشه!!!

موفق باشین یا حق


 
comment نظرات ()