...دیوار کوتاه...

ازهردري سخني...

 
 
نویسنده : حامد - ساعت ۱:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٥/٤/۱٧
 

باز هم مثل هميشه اول سلام؛

اينکه اين مدت آپ نکردم چند تادليل داشت از جمله: حال نداشتم!!!!!! و اينکه يه چند روزی مسافرت رفته بودم شمال که جای دوستان خالی خوش گذشت!!! و دليل ديگه هم اين که عمويم به رحمت خدا رفت،ان شاالله مورد رحمت خدا قرار بگيرد....


 

اما وقتی آدم کنار دريا ميشينه توی فکرش به يه سری نتايج ميرسه!!!! که من هم همينطور بودم !!!مثلاً:

شما ميدونيد تفاوت دوست داشتن در نظر بچه ها با بزرگا تو چيه؟ نميدونين؟ من الان میگم:   ببينيد يه بچه وقتی ميگه که ۶تا دوستون داره اگه يه سال بعد هم هنوز تو آدم بزگا وارد نشده باشه و همون سوال رو ازش بکنی باز جواب ميده ۶تا!! يعنی هيچ تغييری براش بوجود نميآد ولی آدم بزرگا... ممکنه يه روز بهت بگه که خيلی دوست داره ولی وقتی شرايط رو بررسی ميکنه يهو نظرش تو روز بعد عوض ميشه!!!!

خب تفاوت همين جاست ديگه! بچه ها شرايط رو کاری ندارن و اون چيزی که تو دلشون هست رو ميگن ولی آدم بزرگا يه دونه چرتکه گرفتن تو دستشون و همش حساب کتاب ميکنن!!

کاش دوست داشتنامون بچه گونه بود...

نميدونم شايد برداشت من غلط بود،حتما بهم بگين منتظر نظراتتون هستم

موفق باشين،يا حق


 
comment نظرات ()