...دیوار کوتاه...

ازهردري سخني...

 
غیبت، سال جدید، اردوی جهادی
نویسنده : حامد - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٧/۱/۱۱
 

بسم الله
**************
سلام
*****************
برای اونهایی که نگران شده بودند: من هنوز زنده ام!
برای دشمنان متاسفم
*********************
امسال هم توفیق یار ما شد و لطف خدا شامل حالم شد و رفتم اردوی جهادی. وقت نشد قبل از سفر بگم.
ظاهر این اردوی جهادی رو اگه بخوایم توضیح بدیم باید بگیم که این اردو یه سفر به مناطق محرومه.
توی این سفر برام ثابت شد که اگر مردمان اونجا در ظاهر و از لحاظ امکانات مادی محروم هستند ولی این ما هستیم که در باطن محرومیم و محروم های اصلی خود ما هستیم که از داشتن دلهای ساده محرومیم . بدون شعار و در واقعیت این ما هستیم که به آن مناطق نیاز داریم تا با رفتن به آنجا اندکی به خودمون بیاییم.
توی شهر ها نشستیم و برای خودمون سر گرمی درست کردیم:
امسال رنگ سال چیه؟
فلانی رو دیدی چه لباسی پوشیده بود؟
مامان مانتوی فلانی رو دیدی چه قدر تنگ بود و ۲ سانت از بقیه کوتاهتر؟ من هم از همون مانتو ها برا دانشگاه میخوام! زشته با همون مانتو پارسالی برم.

 رنگ سایه چشمش رو دیدی؟همون رنگ سال بودا!!!
بابا کروات پسر عمو رو دیدی چه جوری با کتش ست بود؟ باید برام از همینا بگیری.
خونه خاله اینا آجیلش خوب نبود  و....
تا کی دنبال این حرف ها میخواییم بمونیم؟ بیاید یه خورده از ظواهر عبور کنیم. این اردو یک بهانه برای عبور از این ظواهره.
خدایا از اینکه کاری کردی تا امسال تو این اردو حاضر باشم ممنون. چاکرتم!
راجع به اردو باز هم صحبت خواهم کرد.
**********************************
خدیای حال ما رو به احسن حال عوض کن. این دعای تحویل چقدر با حاله.
****************************************
یکی از اعضای خانواده وبلاگم رو پیدا کرده. نمیدونم از کجا ولی...
**********************************************
مسابقه +۱داره از تلویزیون پخش میشه. همون مسابقه ای که من توش شرکت کردم. حالا نمیدونم منو نشون داده یا نه! اینو برا اطلاع گفتم.
*****************************************************
موفق باشید و خدانگهدار


 
comment نظرات ()